لیلی و مجنون

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

                                              بیچاره من که ساخته از آب و آتشم .

قصه عشق لیلی و مجنون که یکی از شاهکارهای بی نظیر هنر و ادب به شمار می رود برای هر که دلی اهل عشق داشته باشد چنان جانسوز است که آه از نهاد دل بر می آورد و تکرار و مرور هزار باره اش از طراوت و جلای این حکایت جاودانه چیزی نخواهد کاست.

مجنون چنان در ره عشق دست از جان شست که هنوز در افسانه یا حقیقت بودن وجودش جای بحث بسیار وجود دارد؛ هنوز نمی دانیم مجنون زاده ذهن خلاق نظامی گنجوی شاعر بزرگ فارسی زبان است یا ثمره حیات زنی در روزگاری شاید شبیه امروز.

اگر مجنون حقیقت است پس چرا دیگر با آن ساز و آواز تکرار نشد؟!

    صاحب تویی آن دگر غلامند             سلطان توئی آن دگر کدامند.

مجنون تنها در سال 584 ه.ق با قلم نظامی پا به عرصه خیال گذاشت و جاودانه شد و یا در سالی که نمی دانمش طعم گس سیب ممنوعه را چشید و از بهشت برین به زمین تبعید شد؟!

     گر هفت گره به چرخ دادی              هفتاد گره بدو گشادی.

قصه دلدادگی مجنون آنچنان آشناست که پس از نظامی 38 شاعر فارسی زبان, 13 شاعر ترک زبان و 1 شاعر اردو به تقلید از گنجوی این داستان را به نظم درآورده اند.

معتقدم در وجود هر یک از ما مجنونی در کعبه به انتظار نشسته تا با دیدن لیلایش دست از جان شسته و قیامتی برپا کند تا عقل آخرت اندیش در وصفش عاجز ماند!

     گر پیر بدم و گر جوانم                  ره مختلف است و من همانم.

به نظرم همان طور که مرحوم دکتر علی شریعتی در هبوط خود تصویری از مجنون می سازد و می نویسد:

" بشتاب پرنده بی پناهی که طوفان می بردش, سراسیمه برخاستم و سر به صحرای ابدیت نهادم و سرزمین پاک ملکوت را همه سو می گشتم و , همچون دیوانه ای هراسان, در حالیکه عقده ای گلویم را به سختی می فشرد و ناخن گریه حلقومم را می خراشید و چشمانم از اشک می سوخت. در هر قدم می نشستم و همچون نابینایی تهیدست که تنها سکه طلایش را گم کرده باشد, با چشمهایی که جوشش دمادم اشک تارش میکرد, بر روی خاک دست می کشیدم و بیدرنگ آنجا را رها میکردم و خود را به گوشه دیگری میرساندم و باز همچنان در جستجوی یافتن خاکی برای گل او...

معتقدم این هم تصویری از مجنون است که چقدر هم ناشناخته باقی مانده است؛ مجنونی که از درد تنهایی در فرار است و خوب می داند "چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبائی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن" /دکتر شریعتی_هبوط / و برای لیلایش به خاک کویر چنگ می اندازد تا او را از لجن بدبوی سیاه نسازند.

و پس از این یافتن, ناگهان وحشتی او را از جا می پراند " اما... خاک او را با چه آبی گل خواهند کرد؟! با همین آب های عفن ناگوار؟ نکند از این مرداب سیاه و آلوده برگیرند؟" /همان/ و با چنان التماسی از فرشتگان طلب فرصت می کند که دلشان نرم می شود و سکوت می کنند و او چون مژه ای از جا می جهد و در پی ساختن لیلایش سر به صحرای غیبت می نهد.

آری این است تصویر مجنون در ابتدای خلقت!

             خسرو شیرین چو یاد کردی

                                                           چندین دل خلق شاد کردی

             لیلی و مجنون ببایدت گفت

                                                            تا گوهر قیمتی شود جفت

 

جوان و چالش های پیش رو

روز ملی جوان که مصادف است با میلاد با سعادت حضرت علی اکبر(ع) فرصتی مغتنم را پیش رویمان می گذارد تا بتوان به ابعاد پیدا و پنهان دوره جوانی پرداخت. اگرچه ابعاد مختلف آن از جمله شناخت و درک واقع بینانه جوان و مسئولیت های فردی و اجتماعی جوانان و همچنین نقش حاکمیت جهت مدیریت و برنامه ریزی  برای آنان آنقدر گسترده است که در این مقال نمی گنجد.

 وجود بیش از 24 میلیون جوان بر اساس بازه سنی 15 الی 29 سال بیانگر این مهم است که ما یک کشور جوان با منابع غنی انسانی هستیم که می توان از آن به عنوان یک فرصت مهم و بزرگ و در صورت عدم مدیریت آن چاش و تهدیدی برای کشور نام برد. اگرچه دوره جوانی یک دوره حساس و متفاوت و نقطه عطفی در رویکرد ها و نقش آفرینی های اجتماعی شهروندان است.

باید اذعان داشت از نظر زمانی نیز در یکی از حساس ترین دوره های تاریخی قرار گرفته ایم دورانی که برخی از آن به عنوان دوران گذر از سنت به مدرنیته یاد می کنند و با حضور در دهکده جهانی الگوهای زندگی فردی نیز دستخوش تغیرات متعددی است. از سوی دیگر بدلیل فقر نگاه علمی و عدم توجه به نمونه ها و جامعه آماری در دوره های مختلف زمانی و همچنین به دلیل عدم برنامه ریزی بلند مدت، الگوه های لازم برای جامعه جوان ما تبئین نشده است که این چالش های متعددی را پیش روی جامعه جوان ما گذاشته است.

هرچند که نقش موثر جوانان در تحولات اجتماعی در قرن معاصر بر کسی پوشیده نیست به ویژه در انقلاب اسلامی سال 57 و دوران حیرت آور 8 سال دفاع مقدس، اما به نظر می رسد کاستی ها و دغدغه های همچون اشتغال، ازدواج و مسکن از یک سو و از سوی دیگر شکاف بین نسلی و تغیرات متفاوت زندگی مدرن سبب شده است بسترهای آسیب پذیری این قشر فراهم شود.

رشد جمعیت جوان و خصلت های سنی در کنار سطح فزاینده توقعات آنان زمینه ساز تغیرات آشکار در رفتار اجتماعی و ارزشی آنان شده است.

عدم تامین شغل مناسب، تغییر الگوهای زیستی، عدم تناسب درآمدها با هزینه ها، ادامه تحصیل ، تغییر دیدگاه در برخی از ارزش های سنتی و تمایل به تجرد و ... سبب شده است که سن ازدواج رشد بسیار قابل توجه ای داشته باشد که این امر باعث مغفول ماندن مطالبات جنسی برآمده از شرایط سنی دوره جوانی می شود. اگر چه به این موضوع مهم بسیار کم توجه می شود اما عدم توجه نه تنها واقعیت را کم رنگ نمی کند بلکه بدلیل عدم شتاخت ما موجب تشدید بحران کی شود.

پژوهشگران و آسیب شناسان اجتماعی دهه 80 را دهه آسیب های اجتماعی نامیدند و متاسفانه باید اذعان داشت که دهه پیش رو از حیث آسیب شناسی اجتماعی، دهه بحران ها و مشکلات  جنسی است که با برگزاری همایش و ایراد سخنرانی و چاپ پوستر و بروشور و فعالیت هایی از این دست نمی توان جهت کنترل و پیشگیری از آسیب های اجتماعی گام برداشت.

معتقدم بدلیل فقدان یک الگوی زندگی سالم و مناسب، جوانان ایرانی دچار مشکل هویتی شده اند که از دلایل اثبات آن می توان به رشد فزاینده اعتیاد و دیگر آسیب های اجتماعی اشاره کرد.

درهم تنیدگی و پیچیدگی موضوعات اجتماعی به گونه ای است که فقط باید با گسترش چتر آگاهی و افزایش دانش عمومی و درک و باور خصلت های جوانی و پذیرش تفاوت های زندگی مدرن، نسبت به تقویت بهداشت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی اقدام نمائیم.

پر واضح است که جهت بهره گیری از پتانسیل های عظیم جوانان کشور چاره ای به جزء پاسخگویی به کاستی های موجود و باور آنان نداریم. بی شک غفلت از این فرصت بزرگ و الهی تهدیدی جدی و چالشی بزرگ برای آینده کشور محسوب می شود.

  http://www.ahmadkheiry.blogfa.com/